خرید بک لینک

سلام خدا.

خوبی؟ سلامتی؟ چه خبرا؟

خدایا یه مشکل بزرگ دارم، پول؟ نه، خودتو شکر میرسه. کار هم هستا ولی کاری که من میخوام نیست، خدا دفتر میخوام، موکل باشعور و فهمیده میخوام. از ترجمه خسته نشدم، دوسش دارم ولی من مگه برای مترجم رسمی شدن خودمو جر دادم؟؟؟

اگه بهم برسی از اینی که الان هستم دست به خیرتر میشم.

والسلام، نامه تمام.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 30 آذر 1401 ساعت: 21:44

زمان، زمان مناسبی برای فکر کردن به خودکشی نیست. این همه کار و گرفتاری داری، اطرافیانت هم همچین بیکار نیستن که تو بمیری و برات عزا بگیرن و بهت فکر کنن و قدرنو بدونن. تنها پدیده در دنیا که نیازی به زمان مناسب نداره خودکشیه، زمان خوب برای راحت شدن از این دنیا چه زمانیه؟ جواب از این دو صورت خارج نیست: یک- هیچوقت زمان مناسبی برای این کار نیست. دو- هر زمان که قصد انجام چنین کاری رو داشتی، مناسبترین زمانه. مثلا صبر کنم که زنم به جایی که میخواد برسه بعد خودمو راحت کنم؟ یا خواهر برادرم بچهدار و مادرم نوهدار بشه بعد من برم؟ خودم چی؟ کم عاشق بچهی دختر بودم؟ حتی اسمشم انتخاب کرده بودم، هرچند مادرش از این اسم متنفره...شهرزادجان، عزیز پدر، نفس بابایی حلالم کن، زیباترین و شیرینزبونترین دختر دنیا پدرتو ببخش که نمیتونه منتظر اومدنت شه، ببخش پدرتو که خیلی وقته رسیده به انتها.انتهای الکی... سگ توو روحت محسن نامجو، چه عشقی میکردم با این آهنگت، بعد اینکه خبر گند زدنهات بیرون اومد هرچی آهنگ ازت داشتم پاک کردم. از آدم هرزه و هیز بدم میاد، دست خودم نیست.پس دست کیه؟ این همه کار دارن چجور پیدا کردن؟ اصلا پا شو برومثل این دلالا و کارچاقکنا جلو مجتمع قضاییا کار ویزیتتو پخش کن، مخ ملت بدبخت و دربند رو بزن، تضمین کن، تو پولتو بگیر، چیکار داری به آخرش، راه دررو زیاده.من ولی هیچوقت در نرفتم. توو وحشتناکترین موقعیتها مچمو گرفتن ولی در نرفتم. مثل مرد وایسادم یا از خودم دفاع کردم یا چوبشو خوردم. خودکشی یعنی در رفتن، من هرگز در نمیرم، حتی به قیمت مرگ.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: سه شنبه 22 آذر 1401 ساعت: 18:22

خیلی وقت پیش که همش باهم دعوا میکردیم و ازش خشمگین میشدم فکر میکردم رسیدم آخر خط. ته دنیا. الان باهم خوبیم، زندگیمون آروم و عاشقانهس، هوای همدیگهرو داریم و میمیریم واسه هم اما... همینشم داره آزارم میده، طاقت دوریشو ندارم. چند ساعت که پیش هم نیستیم دلتنگ میشم، خیلی، همین که میبینمش بغلش میگیرم، میبوسمش. شاید تاثیر منویات خانم «ر» باشه، بله، شاید نه، حتما. از عجایب زندگی یکیش همینه که بعضی از موجودات به شدت رو اعصاب گاهی تبدیل به فرشته نجات میشن. مرسی خانم «ر» جان. یه دلیل دیگه هم داره، خانوادهش خیلی وقته که پیداشون نیست و مشاجرهها و بحثهای ما تقریبا به صفر رسیده.زندگی خوبی نیست، اما زندگیه.پوچی، بیهودگی، غم، ناامیدی، تاریکی و سیاهی همچنان ادامه داره، روز به روز بیشتر هم میشه، شاید ته دنیا همینه. به درک.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 9 آذر 1401 ساعت: 15:48

خدایا...من رو به لحاظ مالی محتاج هیچکس نکن، حتی زنم.هدا قسمت میدم به قدرتت، من رو یه آدم مصرف کنندهی صرف باقی نگذار، کاری کن به خلقت به آفریدههات بتونن خدمت کنم.خدایا کاری کن برای جامعهم مفید باشم.خداوندا ازت پول و ثروت نمیخوام، کار میخوام، کار میخوام، کار میخوام.خدایا ممنونم که افسار کنترل هوای نفسانیم رو به دست خودم دادی.خدا من بچه میخوام، شرایط پدر شدنم رو مهیا کن.خدایا به زنم انرژی و آرامش و سلامتی بده.خداوندا مادر، خواهر و برادرم رو سلامت و شاد و موفق حفظ کن.خدایا بهم رو بده، خجالت و تعارف و رودرواسی و ترس رو ازم دور کن.خدا بهم جسارت عطا کن.خدایا افسردگی و غم و پوچی رو ازم دور کن.خدا آبروم رو حفظ کن.خدایا بهم انرژی و قدرت و دانش و شعور و عقل و ادب بده.آمین.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: چهارشنبه 9 آذر 1401 ساعت: 15:48

آرزوی من، نه پولدار شدن و کار برای خودمه و نه به رفاه رسیدن مردم وطنم.

آرزوی من فعلا اینه:

خون بیگناه روی زمین نریزه، چه موافقین وضعیت موجود و چه مخالفین.

برچسب: نویسنده: پارسا حسینی تاريخ: سه شنبه 1 آذر 1401 ساعت: 12:55

صفحه بندی